تبليغاتX
سیب سرخی از دیار عشق سیب سرخی از دیار عشق

درباره ی ما


سلام. من دختری هستم متولد سال 1371 15 تیر بدنیا امدم (کادو یادت نره ها) . الان سوم دبیرستانم رشته ی تجربی این وبلاگم واسه ی این درست کردم که بتونم حرفای دلمو چیزایی که می خوام به گوش عده ی زیادی برسونم و اینجا بزنم. اگه وقتی میاین نظر بدین پیشنهادها و انتقاداتتونو از جونو دل می پذیرم. مرسی

پیوند روزانه

فریبا جون ( پایان راه یا آغازی دیگر)
مهری جووون (جورواجور)
سهره جون (تکه ای از سرنوشت)
آناهیتا جونم (عکس و کلیپ و ... از رضایا )
غزل جون (عاشقان غزل)
غزل جون (منم و یه دنیا غم)
نیما جون و نازنین جون
پابرهنه زاده ی کوچه های احساس
عسل جون
مرضیه جون

Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


سیب سرخی از دیار عشق

سیب باید سرخ باشه !!!
خدایم لابه لای توفان بود
موضوع: شعر

پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش کرد و گفت : هرگز؛ همسری ام را سزاوار نیستی؛ تو با بدان بنشستی و خاندان نبوتت گم شد. تو همانی که بر کشتی سوار نشدی. خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی، به پیمان و پیامش نیز.

غرورت غرقت کرد. دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوه ها !

پسر نوح گفت: ااما آنکه غرق می شود خدا را خالصانه تر صدا می زند، تا آنکه بر کشتی سوار است. من خدایم را لا به لای توفان یافتم، در دل مرگ و سهمگینی سیل.

دختر هابیل گفت: ایمان، پیش از واقعه به کار می آید. در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی، هر کفری بدل به ایمان می شود. آنچه تو به آن رسیدی، ایمان به اختیار نبود، پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست.

پسر نوح گفت: آن ها که بر کشتی سوارند، امنند و خدایی کجدار و مریز دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود. من اما آن غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته نیز می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش می کنم. خدای من چنان خطیر است که هیچ توفانی آن را از کفم نمی برد.

دختر هابیل گفت: باری تو سر کشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.

پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت: شاید آن که جسارت عصیان دارد ،  شجاعت توبه  نیز داشته باشد. شاید آن خدا که مجال سر کشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشدtoofan

دختر هابیل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه گفت: شاید. شاید پرهیزکاری من به ترس و تردید آغشته باشد اما نام عصیان تو دلیری نبود. دنیا کوتاه است و آدمی کوتاه تر. مجال آزمون و خطا این همه نیست. پسر نوح گفت: به این درخت نگاه کن. به شاخه هایش. پیش از آنکه دست های درخت به نور برسند. پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریکی عبور کرد. گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت.

من این گونه به خدا رسیدم. راه من اما راه خوبی نیست. راه تو زیبا تر است، راه تو مطمئن تر، دختر هابیل!

پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دور دست ها تماشایش کرد و سال هاست که منتظر است و سال هاست که با خود می گوید: آیا همسریش را سزاوار بودم!

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |شنبه 13 تیر1388|

S.O.S
موضوع: شعر

Where are those happy days

they seem so hard to find

I tried to reach for you

But you have closed your mind

Whatever happened to our love

           I wish, I understood 

It used to be so nice

It used to be so good

 

So when you're near me, darling can't hear me

S.O.S

The love you gave me, nothing else can save me

S.O.S

When you're gone, how can I even try to go on

When you're gone, thought I try how can I carry on 

you seem so far away, though you are standing near

You made me feel alive, but something died that feel

I really try to make it out

I wish, I understood

What happened to our love

I used to be so good

 

So when you're near me, darling can't hear me

S.O.S

The love you gave me, nothing else can save me

S.O.S

When you're gone, how can I even try to go on

When you're gone, thought I try how can I carry on 

this song is named S.O.S, I raelly love this song so I think It's good to familiar you with it

 The ABBA band sang this song many years ago, but it's nice to haer it yet

 

 ABBA band

  Thanks ABBA  

You can get this song from here 

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |دوشنبه 8 تیر1388|

فرشته هم رسم شکستن بلده
موضوع: گوناگون

دلم شکسته و از این دنیا و بی وفاییاش بیزارم، ارزش 2ماه انتظار 2ماه گریه 2 ماه خون دل خوردن اینه؟ اینه که راجع بهت اینقدر دروغ بگن که انگار... انگار مونده ی اون هستی و اگه نباشه مردی. من بدبخت و بگو که چقدر خودم و بخاطر اون خودمو کوچیک کردم. چقدر دروغ گفتم چقدر عذاب کشیدم که اون راحت باشه. ازم هرکاری خواست به خاطرش کردم ازم خواست به اون دوست دخترش نگم که با هم هستیم گفتم چشم ازم خواست این وضع و تحمل کنم لاس زدنش و با یه دختر دیگه ببینم بازم گفتم چشم

چون اون فرشته ی من بود چون اون کسی بود که من فکر می کردم ارزش هر کاری و داره همیشه برام مظهر پاکی و صداقت و درستی بود. اون کسی بود که فکر می کردم هرکسی ممکنه کاره بدی بکنه الا اون. حیف... حیف که درست نشناختمش. حیف که درست ندیدمش.، حیف که چشامو بستم و فقط هرچی گفت باور کردم. حیف که سعی کردم خوب باشم حیف که زندگیمو وقتمو یکسال و نیم از عمرمو بپاش گذاشتم. جوابمم داد خیلی خوبم داد جوابی بهم داد که باهاش قلبم تیکه تیکه شد. جواب فداکاری و حرف نزدنم این بود که به همه گفت من، منه بدبخت مثل کنه بهش چسبیدم. خواست منو خار کنه خودش پیشم خاک شد، پست شد و از زندگیم رفت بیرون. اون منو از ددست داد اون ضرر کرد نه من من الان یه دوست خوب دارم که جاشو برام پر می کنه اونم درسمه که از همه بهتره اگه بخاطر اون 2سال ازش دور افتادم جای جبران هست الان می چسبم به درسم چون حوصله ی اونو ندارم L

باورم نمی شه که گفته باشه من دنبالش افتادم، اون ازم خسته شده و من پاپیچش شدم. باورم نمی شه که اون اونی که وقتی حرف جدایی بود عصبانی می شد و از تصورش بهم می ریخت اونی که کلی التماس کرد که نرم و بمونم و زجر بکشم انقدر راحت همه چیز و فراموش کنه و حتی اجازه ی صحبت و خداحافظی به من نده. آدما گاهی چقدر می تونن سنگ باشن. حتی از رفتار صبح خودشم یادش نیومد. باشه . باشه من می بخشمش و براش آرزوی خوشبختی می کنم هرچند می دونم داره اشتباه می کنه اما شاید لیاقتش همینه، اون لیاقت منو نداشت اون فقط یه تیکه سنگ بود منم دیگه تو قالبش جایی نداشتم. اما ضرر کردی عزیزم ضرر.

من فقط خدارو شکر می کنم که شناختمش و فهمیدم که چقدر می تونه پست و اینکه دیگه ارزش هیچی و نداره. فقط خدا کنه اون دوست دخترشم اینارو تا دیر نشده بفهمه، هر چند که اونم بچه است و چشماشو می بنده و فقط حرفای اون می شه واسش ملاک و معیار.

خوشحال می شم اگه حرفام به گوشش برسه

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |جمعه 29 خرداد1388|

مادر
موضوع: اخلاقی

مادر ترانه ایست عاشفانه برای دل خسته ی ما

                    مادر آغوشی است گرم در ورای ترس های سرد

مادر بوسه ایست دل چسب هنگام سختی ها

مادر...

                                                                             مادر آرامشی است برای تمام زمان ها

مادر عزیزم روزت مبارکflower

 

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |سه شنبه 26 خرداد1388|

گرگ ها خوب بدانند....
موضوع: شعر

شعری از دکتر زهرا رهنورد:


گرگها خوب بدانند در این ایل قریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |یکشنبه 24 خرداد1388|

10 عجوبه ی کوچک جهان
موضوع: علمی

خدایا اینا کجان و ما کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی كه گاهی اوقات حركات عجیب و غریب از خود نشان میدهند كه باورش برای خیلیها مشكل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن كم، دست به كارهای خارقالعادهای میزنند كه باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد درست مثل 10 بچهای كه ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌كنیم، لطفا مطلب زیر را بخوانید.


"كیم اونگ یونگ"، باهوشترین فرد دنیا

001.jpg

این فوق نابغه كرهای در سال 1962 به دنیا آمد و در حال حاضر باهوشترین فرد دنیا محسوب می‌شود. او در چهار سالگی میتوانست زبانهای ژاپنی، كرهای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سخت ترین مسئله‌های دیفرانسیل و انتگرال را حل میكرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای 210 داشت. كیم از 3 تا 6 سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در 7 سالگی به "ناس" دعوت شدو در پانزده سالگی دكترای خود را گرفت.

j17a.gif
"گریگوری اسمیت"، كاندیدای صلح نوبل

002.jpg

گریگوری اسمیت در سال 1990 به دنیا آمد در دو سالگی میتوانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است.
او عاشق صلح می‌باشد و از سنین كم به عنوان حامی و یكی از فعالان حقوق كودك و صلح جهانی به كشورهای مختلف دنیا سفر كرده است. او موسس سازمان بینالمللی دفاع جوانان است كه اصول صلح را به كودكان و جوانان سراسر دنیا آموزش میدهد. او با بیلكلینتون و میخائیل گورباچوف مذاكره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی كرده است. گریگوری در 12 سالگی كاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد.

j17a.gif
"اكریت جاسوال"، جراح هفت ساله

003.jpg

اكریت جاسوال یك نوجوان هندی است كه باهوشترین فرد هندی به شمار میرود. او در سال 2000 و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشكی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود كه پول كافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود كه جمع شده و به شكل مشت درآمده بود. اكریت هیچ تجربهای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل كرد و او دیگر میتوانست انگشتان خود را باز و بسته كند. اكریت به مطالعات پزشكی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هماكنون كوچكترین دانشجوی دانشكده پزشكی هند است.

j17a.gif
"كلئوپاترا استراتان"، خواننده سه ساله

004.jpg

كلئوپاترا در اكتبر 2002 در مولداوی به دنیا آمد. پدر او نیز یك خواننده است. كلئوپاترا كوچكترین خواننده پردرآمد دنیا به حساب میآید. او در سال 2006 آلبوم "در 3 سالگی" را روانه بازار كرد و ركورد فروش آلبومهای موسیقی دنیا را شكست. او برای هر آهنگ خود هزار یورو میگیرد.

j17a.gif
"آلیتا آندره" نقاش دو ساله

005.jpg

آلیتا دو ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی "مارك جمیسون" رئیس گالری نقاشی ملبورن استرالیا نقاشیهای این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد كه تصمیم گرفت آنها را در یك نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه میخواستند خالق آن آثار را ببینند در آن زمان بود كه جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر 22 ماهه هنرمند یعنی "آلیتا آندره" است.

j17a.gif
"آرون كریپكه" در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد

006.jpg

سائول در سال 1940 در نیویورك به دنیا آمد. او یك نابغه به تمام معنی بود. در چهار سالگی جبر را كشف كرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یك سری مقاله نوشت كه معلوم شد همه اصول منطق كیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامهای به او رسید كه از وی دعوت میكرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او میگوید: "مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام كنم و بعد به دانشگاه بروم" بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اكنون بزرگترین فیلسوف زنده دنیا می‌باشد.

j17a.gif
"مایكل كرنی" لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی

007.jpg

مایكل كرنی 24 سال دارد. او در ده سالگی مدرك لیسانس خود را گرفت و در سال 2008 در مسابقه "كی میخواهد میلیونر شود" شركت كرده و برنده یك میلیون دلار جایزه شد. او ركوردهای جهانی بسیاری دارد كه یكی از آنها تدریس در دانشگاه در 17 سالگی است.

j17a.gif
"الینا اسمیت" مشاور رادیویی 7 ساله

008.jpg

ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یك شغل داد كه او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهای كه از كار بیكار و افسرده شده بود، گفت: "عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یك لیوان شیر بنوشی." توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود كه این ایستگاه رادیویی هفتهای یك ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میكرد. الینا مشاوره‌های مختلفی به شنوندگان میدهد و مشكلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ میدهد. وقتی یك شنونده برای او نوشت كه چطور شوهر پیدا كند؟ الینا پاسخ داد: "به خودت برس ولی زیاد آرایش نكن." و وقتی شنونده دیگری پرسید چه كار كند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت: "این مرد ارزش دلشكسته شدن ندارد. زندگی آنقدر كوتاه است كه نباید به خاطر یك مرد آن را خراب كرد."

j17a.gif
"فابیانو لوییجی كاروان" اعجوبه شطرنج

009.jpg

فابیانو یك نوجوان 16 ساله ایتالیایی است كه در 14 سالگی استاد بزرگ شطرنج شد. او بهترین شطرنجباز زیر هجده سال در سراسر دنیاست.

j17a.gif
"ویلی موسكونی" آقای بیلیارد در 6 سالگی

010.jpg

موسكونی معروف به آقای بیلیارد در آمریكا از شش سالگی به طور حرفهای بیلیارد بازی میكرد. او در حقیقت بازی بیلیارد را از تمرین كردن با سیبزمینیهای كوچك آغاز كرده بود. مدتی بعد پدرش به نبوغ او پی برد و او را در مسابقات بزرگ شركت داد.

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |شنبه 16 خرداد1388|



موضوعات
علمی گوناگون شعر اخلاقی طنز

لینک دوستان


SHophaa
Far30Mobile
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387


نویسنده وبلاگ :

شبی

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا



Sos - Abba
FREE MP3 DOWNLOADS @ MP3-CODES.COM

Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir