تبليغاتX
سیب سرخی از دیار عشق سیب سرخی از دیار عشق

درباره ی ما


سلام. من دختری هستم متولد سال 1371 15 تیر بدنیا امدم (کادو یادت نره ها) . الان پیش دانشگاهی و رشته ی تجربی هستم این وبلاگم واسه ی این درست کردم که بتونم حرفای دلمو چیزایی که می خوام به گوش عده ی زیادی برسونم و اینجا بزنم. اگه وقتی میاین نظر بدین پیشنهادها و انتقاداتتونو از جونو دل می پذیرم. مرسی

پیوند روزانه

دفتر عشق
فریبا جون (اسم من فریبا است)
محمد حسین جون (عشق را در پستوی خانه پنهان باید کرد)
فریبا جون ( پایان راه یا آغازی دیگر)
مهری جووون (جورواجور)
سهره جون (تکه ای از سرنوشت)
آناهیتا جونم (عکس و کلیپ و ... از رضایا )
غزل جون (عاشقان غزل)
غزل جون (منم و یه دنیا غم)
نیما جون و نازنین جون

Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


سیب سرخی از دیار عشق

سیب باید سرخ باشه !!!
خداحافظ
موضوع: گوناگون

سلام دوستان یه سال تحصیلی نو شروع شد و دوبازه همه رو مخصوصا من دانش آموز رو درگیر خودش کرد.

ببخشید نمی دونم کی دوباره بتونم بیام

ژس تا سلامی دوباره ............................................. بدرود

امید موفقیت روز افزون برای همتون دارم

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |دوشنبه 6 مهر1388|

غرور
موضوع: اخلاقی

از غرور بدم میاد ازش متنفرم

من فکر میکردم مثل خاک زیر پا افتاده ام. فکر میکردم بین منو غرور هزارها کیلو متر فاصله وجود داره همیشه می گفتم: من؟ غرور؟ امکان نداره

اما...

امروز فهمیدم همه ی وجودم پر از غرور بود فکر می کردم من همینی که هستم همینجوری که هستم بدون یه ذره سختی به هرجا می خوام میرسم. فکر میکردم با معدل ۱۹.۳۶ خیلی زرنگم. فکر می کردم تو همه ی درسام استادم فکر میکردم امسال (که هنوز پیش نخوندم) ازاد هرجا بخوام قبولم. نمی دونم چرا اما همه ی دوستامو همه رو دست کم می گرفتمو خودمو بالاتر از همه میدیدم

حالا فهمیدم غرور یعنی چی؟ حالا فهمیدم که یه عمر داشتم تو غرور و توهم زرنگ بودن غوطه می خوردم.

خدایا منو ببخش که خیلی گناهکارم

دیگه خودمو دوست ندارم

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |سه شنبه 10 شهریور1388|

موضوع: شعر

صدایت میکنم

                        فریادت میزنم

                                          حیف

                                              .

                                              .

                                              .

حیف که گوشهایت یارای شنیدنم را ندارد

حیف که چشمانت نور دیدنم را ندارد

حیف از آن دستان گرم که توان گرفتنم ندارد

تو سر و گوش جای دگر داری و حیف...

که من تاب جدایی ها ندارم

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |شنبه 24 مرداد1388|

حقایقی تلخ در مورد مردان
موضوع: طنز


حقایقی تلخ در مورد مردان


1- مردان خوب، زشت هستند.

2- مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

3- مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

4- مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

5- مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

6- مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

7- مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

8- مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

9- مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

10- مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

11- مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند.

ایـن مـقـالـه را بـرای زنـان بـاهـوش که نیاز به کمی خندیدن دارنـد و مـردانی کـه جـنـبـه خواندنش را در خود می بینند، ارسال کنید!

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |چهارشنبه 14 مرداد1388|

گلپونه ها
موضوع: شعر

گلپونه ها

گلپونه های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد

خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غم ها

گلپونه های وحشی دشت امیدم، وقت جدایی ها گذشته

باران اشکم روی گور دل چکیده

بر خاک سبز و تیره ای پاشیده شبنم

من دیده بر راه شما دارم که شاید

سر بر کشیده از خاک های تیره ی غم

***

من مرغک افسرده ای بر شاخسارم

گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم

می خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم

افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم

***

گلپونه ها، گلپونه ها غم ها مرا کشت

گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت

گلپونه ها نا مهربانی آتشم زد

گلپونه ها بی هم زبانی آتشم زد

گلپونه ها در باده ها مستی نمانده

جز اشک غم در ساغر هستی نمانده

گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست

همدرد دل شبها به جز فریاد من نیست

***

گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من

گلپونه ها از زندگانی خسته ام من

دیگر بس است آخر جدایی ها خدا را

سر بر کشیده از خاک های تیره ی غم

***

گلپونه ها گلپونه ها من بی قرارم

ای قصه گویان وفا چشم انتظارم

آه ای پرستوهای ره گم کرده ی دشت

سوی دیار آشنایی ها بکوچید

با من بمانید، با من بخوانید

***

شاید که هستی را ز سر گیرم دوباره

آن شور و مستی را ز سر گیرم دوباره

 

 

 

                                                                                      گلپونه ها

                                                                                                                    هما میر افشار

 

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |شنبه 3 مرداد1388|

...
موضوع: اخلاقی

از آخرین روزی که به روز کردم. دنبال موضوع و مطلب برای به قول معروف آپ کردن بلگم می گردم. نمی دونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم به نوشتن.

از روز اول مدرسه که شنبه ی هفته ی پیش بود بنویسم که به خاطر ابروم من رو سر کلاسم راه ندادن. بهم تهمت زدن واسه ی هیچی. دردناک بود وقتی مدیرم گفت که تو که اینقدر زرنگی به فکر درسی چرا؟ بعضیا کارشون اینه ابرو بردارند دنبال مد برند و درس رو ول کنند اما تو چرا؟ اون یکی می گه تو اگه درست مهم بود واست که این کارو نمی کردی. انگار نمی شه هم درس خوند و هم به تیپ و قیافه رسید. حتما باید امل بود تا موفق شد. وقتی تو جامعه ی ما هنوز کسایی مثل مدیر و ناظم من و مادر بهترین دوستم کسی که به دوستم گفته اگه تا قبل از ازدواج پشت لبت رو بزنی یا ابرو برداری تتو شون می کنم هستن. کسایی که با دنیا جلو نمی رن و افتخارشون اینه که جامعه ایی که دارن میسازن همگام با عهد جاهلیت عربستان ما این جا هستیم و میمونیم. جهان سوم که سهل مما می تونیم جهان چهارم هم بشیم.

انقدر بعضی مسائل واسه ی ما تابو و جیز هستن که بعضی افراد از خانواده های بالا و تحصیل کرده جرئت سوال کردن از مادر یا پدرشونو ندارن.سوالاتشونو از دوستاشون می پرسن. سولات ساده و پیش پا افتاده ای که اگه توی راهنمایی معلم خوب درس بده به جواب می رسند.

من وبلاگی رو می شناسم که دختر ۲۱ ساله سوالی در مورد ازدواج می پرسه که من از ۱۳ سالگی جوابشو می دونستم.

شما بزرگترا بس کنید. انقدر آرایش و ابرو و ... رو جیز ندونید. بزارید دختر و پسرتون با آزادی باهاتون حرف بزنن. تورو خدا همه چیز رو سانسور نکنید (مثل ابرو های من که آلان با یه هد بند تو مدرسه مثلا سانسور شده) بزارید راحت حرفی رو بزنیم که تا آلان سرخ می شدیم بگیم

ما جوونا هم باید رودربایستی و خجالت از مامان بب رو کنار بزاریم. بیاین همه بزرگ شیم. همه

(بالاخره مطلبی واسه ی نوشتن پیدا کردم. چیزی که به نظر من از بزرگترین دردای جامعه ی ماست)

نوشته شده توسط :شبی | لينک ثابت |جمعه 19 تیر1388|



موضوعات
علمی گوناگون شعر اخلاقی طنز

لینک دوستان


SHophaa
Far30Mobile
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387


نویسنده وبلاگ :

شبی

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا



Sos - Abba
FREE MP3 DOWNLOADS @ MP3-CODES.COM

Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir